تبليغاتX

 قلم.اینجاخط مقدم است (جبهه فرهنگی)

فلسفه هفت سین چیست؟

به طور مقدمه باید دانست که عدد "هفت" نزد ایرانیان قدیم مقدس بود و به خاطر ستارگان هفتگانه یعنی « زهره ، مشتری ، عطارد ، زحل ، مریخ ، زمین و خورشید » عدد هفت را گرامی می داشتند. نیاکان ما که زرتشتی بودند ، اعتقاد داشتند  که عقل مقدس یعنی " اهورامزدا " که به او "سپند مینو" نیز می گفتند ، شش وزیر بزرگ به نام "امشاسپندان" دارد  که یعنی مقدسان جاویدان و این شش امشاسپند با "سپندمینو" تشکیل (هفت سپند) می دهند.علت این که هفت سین به راستی هفت سین است ، اشاره به هفت "امشاسپند" است و چون کلمه "سپند" با سین شروع می شده ، روی این اصل به علامت آن هفت مقدس جاودانی ، چیزهائی در نظر گرفته شده که هم با حرف سین شروع شده باشند و هم مورد استفاده مثبت بشر واقع شوند.

عدد هفت در قدیم :

مردم بابل عدد هفت را مقدس می شمردند ، طبقات آسمان و زمین و سیارات هفت بوده است ، ایام هفته هفت روز است.


هفت از نظر مذاهب:

به عقیده هندیها در آئین برهما انسان هفت بار می میرد . عروس و داماد باید هفت قدم به اتفاق هم بردارند. هفت قدم جلو رفته و قسم می خورند ، در آئین زرتشت هفت فرشته مقرب وجود دارد. در تورات مذکور است که هفت نر و ماده را با خود برگیر تا نسلی بر جهان بماند.


هفت در آئین مسیح :

هفت معجزه ، از 33 معجزه را مسیح در انجیل ذکر کرده است ، در انجیل از هفت روح پلید صحبت شده است ، به نظر فرقه کاتولیک ، هفت نوع شادی و هفت غسل تعمید وجود دارد.


هفت در اسلام:

آسمان هفت طبقه دارد . فرعون در خواب هفت گاو چاق و هفت گاو لاغر را دید که گفتند هفت سال خشکسالی و هفت سال فراوانی می شود. جهنم هفت طبقه دارد . گناهان اصلی هفت عدد است . پیش از اسلام در بین اعراب ، هفت بار طواف دور کعبه مرسوم بوده و در سنت اسلامی نیز چنین است . هفت نفر قاری قرآن معروف بودند ، هفت بار شستن اشیاء ناپاک و قرار گرفتن هفت عضو بدن هنگام نماز نیز مذکور است .هفت در تصوف : هفت وادی سلوک در تصوف معروف است 1) طلب ، 2)عشق ، 3)معرفت ، 4) استغنا ، 5)توحید ، 6) حیرت ، 7)فنا ، مولوی می گوید:هفت شهر عشق را عطار گشت    ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم


هفت در تاریخ :

همراهان داریوش با خود او هفت نفر بودند، در نقش رستم در بالای آرامگاه داریوش ، هفت نقش ملاحظه می شود . جنگهای هفت ساله در زمان لوئی 11 واقع شد. اژدهای هفت سر معروف است . هفت پسر گشتاسب به هفت راهزن تبدیل شدند و هفت خوان رستم و اسفندیار معروف است.


معابد هفت طبقه:

در بابل و آشور هر معبدی هفت طبقه داشت و هر طبقه به نام یکی از سیارات و هفت رنگ بود (سرخ ، سیمین، سفید، سیاه، ارغوانی، آبی و سبز). حصار اکباتان هفت دیوار داشت و آرامگاه کورش هفت پله دارد.

برگرفته از کتاب " دایرة المعارف زرین


لينك ثابت نوشته شده در جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 14:20 توسط ::طباطبایی::


پانــــصد و هـــفتاد از مـــيـلاد رفـت

     از ربـــيـع الاولش شــد ده و هـفت

در عرب اين سال عـام الفـيــل بــود

    نـقــشـه آن ابــرهـه بـــر نـيـل بـود

نـــور ديـــدي آمــنـــه در آســمـــان

     گشت شرق و غرب روشن ناگهـان

قـصـرهـا در شـام و در بـُصري بديـد

    شـاد گـرديـدش بـدان بـخـت جـديد

در شـب مـيـلاد بــت هـا سـرنـگـون

    تـخـت چـنـديـن پـادشه شد واژگون

بـحـر سـاوه خـشـک گرديد و بتافـت

    بيت کسري چهارده جايش شکافت

پـــارســي را بــود يــک آتـشـکـــده

    آتــشـي روشـن بـدان از ده ســده

نــام احـمـد چــون بـشد انـدر بـرش

     خاک خاموشي نشستي بر سرش

آمــنـــه آورد فــــرزنـــدي يــتـــيــم

     شـد مَلـک انـدر فـلـک او را نــديـم

جـد او عـبـدالـمـطـلـب چـون شنيـد

    ذبــح قـربـانـي نـمـودش آن سـعيد

شکـر کـرد و حـمـد مـحـمود نــعيـم

   شــد بـــر او الـهــام از ربِّ عـلـيــم

چـون ستوده هست ايـن طفل يتـيم

   نـــام احــمــد را مـحـمـد مي بريم

او سه روز از مادرش چون شير خورد

   آمـنـه او را بــه يــک دايـــه سـپـرد

پـس سـه مـاهـي را ثـُوَيبه شير داد

    احــمــد او را روز خــيــبــر کـرد يـاد

چـهـار مـاهـي از تـولـد چون گذشت

   دايـه اي ديـگر به دامن او نشست

آن حـلـيـمــه بـــود از اقــوام سَـعـد

    از يـتـيـم او رخ گرفتش همچو جعد

چـــون نـدادنــدش صـبــيّ ديـگــري

     عـلـتــش هــم بـــود او را لاغــري

گـفـت شـويـش را کـه آن طفل يتيم

    مـي بـريـمـش تـا کنـد لطفي کريم

حـدس او صـائـب بـشد از لطف حق

   زنـدگـي هـر روز بـهــتـر از سـبــق


لينك ثابت نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 9:56 توسط ::طباطبایی::


سامرا اى شاهد شبهاى من

خوشه چین خرمن غمهاى من

مرغ دل از خاك تو پر مى‏كشد

جام كوچ سرخ را سر مى‏كشد

اینهمه غم كه دلم را پر نمود

قامت خورشید را خم كرده بود

گاه رنجور از اسارت مى‏شدم

شاهد صدها جسارت مى‏شدم

گاه مى‏شد از جفاى ناكسان

مى‏شدم همخانه با درّندگان

مانده خورشید توانم در شفق

نیست در عُمق نگاه من رمق

چار ساله كودكم با چشم زار

مى‏كشد در سجده هایش انتظار

او پراز احساس درد بى كسى است

اشك چشم او پراز دلواپسى است

ساقى یك جرعه آب زمزم است

زخم تشنه بودنم را مرهم است

مثل من كه خوانده‏ام او را به بر

فاطمه خوانده است او را پشت در

بر غریبى على مؤمن شده

شاهد جان دادن محسن شده

او كتاب پر ز درد فاطمه است

یوسف صحرا نوردِ فاطمه است

انتقام فاطمه در خشم اوست

ذوالفقار مرتضا در چشم اوست

او بود احیاگر قرآن و حج

شیعیان اَلصّبر مِفْتاحُ الْفَرَج

           شاعر:جواد زمانی


لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 13:24 توسط ::طباطبایی::


امام ثامن و گلبانگ عاشقانه رضاست
هر آن که جان به رهش میتپد به خانه رضاست
به پای بوس رضا آمدم ز راه دراز
که جان هستی و دنیای بیکرانه رضاست
چگونه میشود اسرار حق عیان دیدن
ز بیکرانه ی الطاف حق نشانه رضاست
رضا طبیب مریضان بی علاج و دوا
دوای درد و شفابخش جاودانه رضاست
تو ای به بند گرفتار و مستمند و فقیر
از او بخواه که بخشنده ای شهانه رضاست
رضا به نام عزیزت قسم که در همه عمر
همیشه ورد زبانم بدین زمانه رضاست

فرا رسیدن سالروز شهادت هشتمین اخترتابناك ولايت وامامت

ستاره سپهر سروری و سیادت، تجسم رأفت و رأفت مجسم،

حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا علیه السلام،را

به همۀ دوستان اهل بيت عليهم السلام تسلیت عرض می

نمائيم





لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 4:8 توسط ::طباطبایی::


۲۸صفر سالروز رحلت پیامبر اکرم(ص) است، پیامبری که در دوران پر برکت رسالتش، آزادی و برابری و برادری را برای عرب جهالت زده به ارمغان آورد و در دوران 23 ساله نبوتشدر رسیدن به این هدف درنگ نفرمود.

هنگامی که حضرتش این جهان فانی را وداع گفت اعراب که به سختی جهان خارج از قوم و قبیله شان را می شناختند سر از خواب غفلت برداشته و به فتح جهان چشم دوخته بودند؛ اعرابی که بسیاری از آنان خواندن و نوشتن نمی دانستند و برای حفاظت از میراث فرهنگی قوم خود به حافظه نیرومندشان امیدوارتر بودند تا به کتاب و کاغذ و قلم، 80 سال بعد از وفات پیامبر اکرم(ص)، در خاک اسپانیا با مسیحیان می جنگیدند و در آن سامان مسجد و مدرسه می ساختند.

نکات بسیاری را می توان به عنوان میراث فرهنگی و عقیدتی پیامبر عظیم الشان برشمرد که هر کدام از این موارد خود به تنهایی محور تحقیقات، کتب و رسالات فراوان بوده است و خواهد بود. با این حال، یکی از مهم ترین نکاتی که شاید در بسیاری از مواقع نادیده گرفته شده باشد آرامش و صبوری پیامبر(ص) در برخورد با سختی ها و مشکلات و نکته سنجی ایشان در برخورد با مخالفان بود. با اندک تاملی در تاریخ صدر اسلام می توان دریافت که مشکلاتی که بر سر راه پیامبر(ص) قرار گرفتند، بی سابقه و نیز تکرارناشدنی است. رفتار ایشان در برابر کفار که بسیاری از آنان اقوام و نزدیکان آن حضرت بودند، نشان می دهد صبر و تحمل و نیز درک درست از شرایط روزگار اگر مبتنی بر احترام متقابل باشد سرسخت ترین دشمنان را نرم می سازد. نمونه مناسب این رفتار را می توان در برخورد پیامبر(ص) با ابوسفیان یافت که به رغم دشمنی حیرت انگیز با ایشان، در نهایت در برابر اسلام سر فرود آورد.

ما مسلمانان که خود را پیرو آیین پاک محمد می دانیم باید دین خود را به آیین پاک و پیامبر بزرگوارمان ادا کنیم و بر این اساس، رفتار سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ما می تواند آینه عقاید و افکار ما باشد. تاریخ زندگانی حضرت محمد(ص) نشان می دهد ارزش ها و اهداف چگونه باید در زندگی ما با یکدیگر تلفیق شوند بدون آنکه یکی دیگری را قربانی کند. درک درست از شرایط روز و مقتضیات زمانه، لزوماً به معنای قربانی کردن ارزش ها نیست. از سوی دیگر پایبندی به ارزش ها به این معنا نیست که فنا را بر بقا ترجیح و خوشبختی و سعادت را بی هیچ ارزش و فایده ای از کف بدهیم. شاید به دلیل عدم درک درست از این مساله است که بسیاری ناکامی در پیشرفت در ابعاد مادی را به گردن ارزش ها و عقاید اسلامی می اندازند و بسیاری نیز به دلیل ناتوانی در حفاظت از ارزش ها، دستاوردهای مادی بشر و علوم مختلف را ناکارآمد و مقصر می شمارند.

بر این اساس، مسلمان راستین می تواند پیامبر اکرم(ص) را الگوی خود قرار دهد و زندگانی دنیوی و اخروی خود را سامان بخشد. امید است مردمان و زمامداران مسلمان در این راه موفق باشند.

منبع:در سوگ خورشیدبی غروب پیامبررهایی بخش بشریت


لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 18:13 توسط ::طباطبایی::