وجوب روزه گرفتن
«یَـأَ ایُّهَا الَّذِینَ امَنُواْ كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصِّیَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»(1) ؛ اى كسانى كه ایمان آوردهاید! روزه بر شما نوشته (واجب) شده است، آنگونه كه بر كسانى كه پیش از شما بودند، نوشته شده بود. باشد كه پروا كنید!»
خداوند، بندگان را به چیزى كه تاب نیاورند، موظّف نكرده است. همانا آنان را در شبانهروز، به پنج نماز، موظّف ساخته است و از هر دویست درهم، به پنج درهم مكلّف نموده و در سال، به روزه ماه رمضان تكلیف كرده است
- قال الإمام زین العابدین علیهالسلام: إنَّ اللهَ افتَرَضَ خَمسا و لَم یَفتَرِض إلاّ حَسَنا جَمیلاً: الصَّلاةَ، وَالزَّكاةَ، وَالحَجَّ، وَالصِّیامَ، و وِلایَتَنا أهلَ البَیتِ(2) ؛ خداوند، پنج چیز را واجب كرده است و جز نیكو و زیبا، واجب نكرده است: نماز، زكات، حج، روزه و ولایت ما اهل بیت.
- قال الإمام الباقر علیهالسلام: بُنِیَ الإِسلامُ عَلى خَمسٍ: إقامِ الصَّلاةِ، و إیتاءِ الزَّكاةِ، و حَجِّ البَیتِ، و صَومِ شَهرِ رَمَضانَ، وَالوِلایَةِ لَنا أهلَ البَیتِ (3) ؛ اسلام بر پنج پایه بنا شده است: برپا داشتن نماز، پرداختن زكات، حجّ خانه خدا، گرفتن روزه ماه رمضان و ولایت ما اهل بیت .

از بررسي و مقايسه حد و كيفيت حجاب در اديان چهارگانه استنباط ميگردد كه حجاب در اديان ديگر، نسبت به اسلام از شدّت بيشتري برخوردار بوده است. اين مقاله به بررسي تطبيقي حجاب در اديان مختلف مي پردازد.
فطري بودن پوشش:
حجاب و پوشش در تمام اديان و مذاهب، داراي جايگاه خاصّي است، و يكي از دلايل اساسي آن اين است كه حجاب و عفاف، يك امر فطري است.
داستان حضرت آدم و حوّا نيز فطري بودن پوشش را اثبات ميكند. در تورات (كتاب مقدس يهوديان كه براي مسيحيان نيز مقدّس است)، ميخوانيم: «و چون زن ديد كه آن درخت براي خوراك نيكوست و به نظر، خوشنما و درختي دلپذير و دانش افزا، پس، از ميوهاش گرفته بخورْد و به شوهر خود نيز داد و او خورد. *آنگاه چشمان هر دوي ايشان باز شد و فهميدند كه عرياناند؛ پس برگهاي انجير بههم دوخته، سترها براي خويشتن ساختند... . » بعد ادامه ميدهد: «و آدم، زن خود را حوّا نام نهاد؛ زيرا كه او مادر جميع زندگان است * و خداوندْ خدا رختها براي آدم و زنش از پوست بساخت و ايشان را پوشانيد».1
بر طبق اين متن، آدم و حوّا لباسي نداشتند و بعد از خوردن شجره ممنوعه چشمشان باز شد و فهميدند كه عرياناند كه بلافاصله با برگ درختان خود را پوشاندند و بعداً خداوند لباسي از پوست بديشان ارزاني داشت.
ابتدای زیارت عاشورا و برخی دیگر از زیارتهای امام حسین (ع) با درود فرستادنبه حضرت آغاز میگردد. در خلال درود، نسب شریف حضرت نیز ذكر میشود كه او فرزندپیامآوران اسلام محمد مصطفی (ص) است. فرزند اسدالله الغالب، علی بن ابیطالب اولامام مؤمنان است و نیز فرزند كوثر نبی، تنها دختر پیغمبر اسلام (ص) است كه خود سرورزنان عالم است. اینان همگی از پیشوایان دین اسلامند و از تمام عصمت برخوردارند.
به طور جزم كسی در عالم از حیث نسب، شرافت نسب آل كساء را ندارد. بر اینشرافت نسبی نه فقط دوستان و پیروان حضرت، بلكه دشمنان نیز اعتراف كردهاند.
پس از آن كه «سنان بن انس نخعی» سر امام حسین (ع) را در روز عاشورا از بدن جدا كرد سوار بر اسب شد و خود را به خیمه عمر بن سعد رساند، او در حالی كه جلوی خیمهایستاده بود، با صدای بلند خطاب به عمر بن سعد این گونه رجز خواند و طلب پاداش نمود:
«اَوْقر ركابی فضةً و ذهباًانی قتلت الملك المحجبا
قتلت خیرالناس اماً واباًو خیرهم اذنیبون نسباً
ركابه را از طلا و نقره پر كن كه من شاه پردهدار را كشتهامكسی را كشتهام كه پدر و مادرش از همه بهتر است و چون مردمان، نسب خویشگویند؛ نسب وی از همه والاتر است.
شرافت، كرامت و اصالت خانوادگی امام حسین (ع) نه این كه پس از ظهور اسلام به وجود آمد، بلكه در زمان جاهلیت نیز از ارج و منزلت خاصی برخوردار بود و این منزلت باظهور اسلام رخ نمود و كاملتر شد. در زیارت امام حسین (ع) درعیدین نه فقط مُطَهَّر بودند و از زشتی و پلیدیدور و مبرا شدند، بلكه مُطَهِّر و پاك كننده دیگر پلیدیها نیز گشتند
شهادتمیدهیم:
«اشهد انك كنت نوراً فی الاصلاب الشامخه والارحام المطهرة لم تنجسكالجاهلیة بأنجاسها ولم تلبسك من مدلهمات ثیابها؛ شهادت میدهم كه تو نوری بودیدر پشت شامخ پدرانت و ارحام پاك مادرانت كه هرگز جاهلیت با پلیدیهایی كه داشت،نتوانست شما را آلوده نماید و هرگز اندكی از غبار و گرد رذالت ]شرك و كفر[ بر دامان شماننشت».
هنگامی كه عبارتهای زیارتنامهها را در كنار شخصیت آن امامِ شریف قرار میدهیم، صحت مضامین آنها روشنتر میگردد و نیز ارادة الهی در عدم آلودگی ورجس این خاندان آشكار میشود. خداوند در قرآن شریف میفرماید: انما یرید الله لیذهب عنكم الرجس اهل البیت ویطهركم تطهیراً
عدم آلودگی در قبل و بعد از ظهور اسلام از فضایل و مشخصههای این خاندان باكرامت است كه نه فقط آنها را از دیگران متمایز میسازد، بلكه از فضایلی است كهمختص این خاندان و خانواده میباشد و این از لطف و عنایت خداوند نشأت میگیرد.
«اشهد انك طُهْرٌ طاهرٌ مطهر من طهر طاهرٍ طهرت وطهرت بك البلاد وطهرتارض انت بها و طهر حرمك.»
منبع:کتاب انوارالهی؛http://anvareelahi.blogfa.com/