«خراسان» در گزارشي نوشت: با راهنمايي جمعي از اهالي منطقه، به راحتي او را پيدا ميكنيم. داخل مغازه ساندويچي روي صندلي نشسته است و بدون توجه به آن چه در اطرافش ميگذرد، خود را در آينه مغازه نگاه ميكند. سيه چرده است و كفشهاي پاره و لباسهاي كهنه و مندرس بر تن دارد .با سر و وضعي كاملا به هم ريخته، اما بي سروصدا به فكر فرو رفته است. نميدانم؛ شايد در اعماق وجودش از دست تقدير و روزگار، شايد از دست مردم و شايد از دست مسئولاني كه در حق او بي لطفي و كم لطفي كرده اند، گلايه ميكند.